بلاخره «اندیشه آزاد » آزاد شد (دیروز شنیدم ولی جناب اینترنت خان سرسازش نداشت)…..بعد از این چند وقت خبرای بعد آخر یک خبر خوب شنیدیم
جالب بدونید که دقیقا دوم خرداد رفع توقیف شد..
هر چند آنقدر خبر های گذشته تلخ و بد هستند که تاملی برای خبر های دیگه نمی گذاره(خبر خوب واقعی آزادی پرندگان دربند است)….به هرحال…
هفت ماه پیش نشریه دانشجویی اندیشه آزاد در آستانه تولد یک سالگی خود با حکمی از طرف کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه توقیف شد.
چهار آذر ماه یک روز پس از برگزاری سومین مجمع عمومی و انتخابات شورا مرکزی انجمن اسلامی سیاسی پیشگامان اندیشه جلسه ای تحت عنوان کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی تشکیل شد ودر تاریخ ده آذر ماه نامه
ای به انجمن ارسال گردید که در آناز انجمن خواسته شده بود که تا اطلاع ثانوی از چاپ نشریه خودداری کند.
اندیشه آزاد بعد از گذشت چهارده شماره و در آستانه تولد یک سالگی خود توقیف شد و از همه بدتر آنکه در آستانه شانزده آذرماه و روز دانشجو حق چاپ از ما گرفته شده بود.
انجمن در نامه ای از دانشگاه خواست که هر چه سریعتر در جلسه ای اتهامات مطرح شود تا مدیر مسعول نشریه از اتهاماتوارده دفاع بعمل آورد.
اما متاسفانه شرایط لازم برای تشکیل این جلسه فراهم نیامد.
در طول هفت ماه گذشته انجمن در نامه های مکرر خود مرتبا خواستار رفع توقیف اندیشه آزاد بود.
مذاکرات پی در پی مسعولان انجمن در طول هفت ماه گذشته سبب شد تا دانشگاه در اسفند ماه قول مساعدت هایی در این زمینه رابه ما بدهد.
با پیگیری های فراوان و نامه نگاری های مکرر در اسفند ماه قرار شد جلسه ای تشکیل و درخواست ما برای انتشارمجدد مورد بررسی قرار گیرد
اما متاسفانه این جلسه تشکیل نشد.
تا در نهایت به پایان سال رسیدیم و با آغاز سال جدید مجددا درنامه ای خواستار رفع توقیف نشریه آزاد شدیم.
مسعولان دانشگاه به ما قول دادند که در اسرع وقت مشکل حل شود با گذشت یک ماه از سال نو در اولین جلسه شورا فرهنگیدانشگاه بنا به در خواست نماینده انجمن مساله اندیشه آزاد مطرح گردید و با مساعدت های
ریاست دانشگاه –مسعول نهاد و معاونت فرهنگی و با توجه به پیگیری های چند ماه گذشته نشریه رسما رفع توقیف شد و چند هفته بعد کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی
در نامه ای انتشار مجدد آن را بلامانع دانست.
همایش انتخاب کاندیدا قرار بود ساعت سه شروع بشه. با بی حوصلگی از انجمن کامپیوتر با مهسا پایین آمدم
ساعت 12 بود.سرم هزارتا فکر و خیال داشت ..هوا هم آنقدر ابری بود و باد می آمد که انگار بین ابر و باد نبرد قدرت بود وفقط
حسش بود هنسفیری بزاری تو گوشتو مستونه وار گریه کنی….
بگذریم… رفتیم سمت ساختمون امام که یکی از دوستان انجمنی منارو(پیشگامان اندیشه) پشت میز توی محوطه دیدم که داشت
بچه هارو برای همایش ثبت نام می کرد ..خلاصه بعد از کلی گفتگو با هم دیگه پشت میز نشستیمو با پسرهای انجمن شروع به جمع
کردن بچه ها و توضیح دادن …..
البته اینکار با قانون بسیار پیچیده ی «لطفا دست در بینی خود نکنید» انجام شد…
و برای ورودی های جدید باید توضیح می دادیم که این انجمن مستقل هست و طرفدار هیچ حذب و گروهی نیست و……………
خلاصه دو ساعتی مشغول بودیم و توی این حین گروهک هایی هم بودند که هی می خواستند بزور ما رو بچسبونند به
بالا و پایین و چپ و راست ………………..
ساعت دو بود که رفتیم سلف و طبق اصل 144 قانون اجرایی دانشگاه ماده 21 تبصره 8 دیر رسیدن به سلف برای غذا
موجب تمام شدن ساعت کاری سوسک های زحمت کش سلف ودر نتیجه تمام شدن غذا می شود که آقا خلاصه با
کلی چک و چونه برای تشکر از سوسک های عزیز از آشپز بسیار بسیار بسیار زحمت کشمان یدونه غذا گرفتیم
سرتونو درد نیارم هنوز بیست دقیقه ای از شروع همایش مانده بود که با بچه هارو رفتیم انجمن و یکی از
بچه ها مشغول عکس گرفتن بود که البته فیگورهای من توش خالی از لطف نبود……..
چند نفری ایستادن تا برگه های رای گیری رو آماده کنند……..
بقیه ی ما رفتیم جلوی سالن سینما واز چشمان مبارکمون برای چک کردن اسم ها کار کشیدیم
و توی این حین هی باید تذکر می دادیم «نه آقای محترم نه خانوم محترم فقط بچه هایی که ثبت نام کردن می تونند برن تو»
خلاصه همه ی بچه ها وارد سالن شدند ……
صحنه ی واقعا قشنگی بود آنقدر سالن پرشده بود که جایی برای نشستن نبود و خیلی از بچه ها سر پا بودند
بعد از پخش سرود ملی صحنه های توقیف نشریه ی اندیشه ی آزاد که به تازگی توقیف شده بود همراه با ترانه ی
یار دبستانی پخش شد …………..
ناگاه به یاد پرندگان در بند افتادم……خیلی لحظه ی خاصی بود………..
بعدش آقای دالوندی که سردبیر این تشکل بود و این ترم فارغ تحصیل می شد آمد و سخنرانی کرد
خلاصه بعد از کلی قسمت های دیگه نوبت به معرفی و سخنرانی کاندیدا ها شد…….
ودر آخر زمان رای گیری شروع شد و بچه ها اعضا رو انتخاب کردند…….
فکر کنم آخرش حدسم برای انتخاب کاندید درست باشه……..

