عاقبت چه سخت تمام گشتم….
اوت 15, 2010
ای کاش یک نفر اینجا بود…
ای کاش یک نفر اینجا بود میان فاصله های تکرار…فاصله های وحشت…فاصله های مدام…
ای کاش یک نفر اینجا بود میان واژه های خط خطی دفتر اندوه من که در یک آن به ذهن متراکم من پیچیدند و پیچیدند و پیچیدند…
ای کاش یک نفر اینجا بود تا عمری از سکوت مصیبت زده ی مرا به یغما برد و در بیابان فریه ی روزگار به فریاد کشد…
ای کاش یک نفر اینجا بود تا واژه های حک شده قنوط را از پیشانی گره خورده ی من بزداید…
ای کاش یک نفر اینجا بود تا پاهای فژاکم برکه احساسش را لمس کند…
ای کاش یک نفر اینجا بود تا صندوقچه تنهایی ام را به خورشید حسود آسمان تیره هدیه دهد…
ای کاش یک نفر اینجا بود تا جاده سالها دلتنگی مرا مسدود کند…
ای کاش این کاش ها ای کاش نبود………..
…………….
پ.ن1:خالی شدم ….خالی شدم…خالی شدم…هیچکس نفهمید…نمی فهمد…نخواهد فهمید…
پ.ن2:عاقبت دخترک آرزو نقاب را برداشت و آیینه امید را شکست …موهایم به خود پیچیدند…
پ.ن3:درون شانه هایم تهی شد ….حقیقت آن را شکست…
پ.ن4: هیچ وقت ای کاش نمی کنم……همه چیز تمام شد….غیاب را باجبر عدم کردم…
آخر با گلوی بریده قورتش دادم…….فکرش را می کردی؟؟؟؟؟؟
.
.
.
مواظب خواهم بود که روزی دوست پیدا نکند غیاب این خسته را…
—————————————————————————————————————————
به توصیه دوست عزیزم فرید, حتمن این مطلب را بخوانید…
(آگوست 21)

پوناي عزيز!
تو اي كاش هاي ما را هم كه گفتي!
با پي نوشت 4 كاملن موافقم.
درود
سلام.ای کاشها زیبا بود
به وبلاگ منم سر بزن
میتونی منو به پیوندهایت اضافه کنی، تا پس از آن من نیز انجام دهم
متشکر
راستی اگر دوستان با آقایان ده نمکی و پناهیان ارتباط دارند .ازشان بپرسند این اثر کار کیست؟
حکایت کاسه توالت[گل]
از اینکه سر می زنید ممنونم
منتظرتم
سلام
ببخشید که دیر خدمت رسیدم مطلبتون بسیار احساسی و زیبا بود لذت بردم واقعا قشنگ بود
خیلی متن داغونیه …….پونا جان من نمیشناسمت ولی این مطلب وقتی نوشتی فکر میکنم حال و احوال درونیت خیلی اشفته بوده ….
اگر با نوشتن چنین چیزی خال شدی و اون سدی که جلوت داشتی تونستی بشکنی خیلی خوبه و الان میشه گفت تا حدی ازادتر شدی
(کلا حالم بد گرفته شد که اینجور بودی انتهای تخلیه منفی بود)